معنی باررنگ
5 بازدید
[ بارْ، رَ ] (اِ) دست پیچ اطفالی که در گهواره می خوابانند. (ناظم الاطباء). سینه بند اطفال. بادنگ. باژرنگ. باردنگ. (دِمزن). || بند قنداق. || طناب و بارپیچ و تنگ حیوانات باری. || کمربند. || نوار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باررنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر