معنی بارر
6 بازدید
[ رِ ] (اِخ) یکی از طرفداران انقلاب کبیر فرانسه و از رفقای روبسپیر و دیگر انقلابیون بوده که در محاکمهٔ لوئی شانزدهم سمت ریاست داشت ولی انقلابیون وی را نفی و تبعید کردند. پس از واقعهٔ ۱۸۳۰ م. بفرانسه بازگشت و در سال ۱۸۴۱ در ۸۶ سالگی درگذشت. پاره ای از خطابه ها و آثار سیاسی از وی بجای مانده و در زمان انقلاب روزنامه ای بنام «شفق» منتشر میساخت. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).
کلمات همقافیه با «بارر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رر» برای سرودن شعر