معنی باردیچ
6 بازدید
(اِ) قسمی از صوف پشمی تر کرده شده که بر چوبی پیچند و نان پزان تنور را صاف و پاک کنند و برای منع افروختگی آتشی بکار برند. (آنندراج). چوب درازی که در سر آن پارچهٔ مرطوبی پیچیده اند و خبازها با آن تنور نانوائی را پاک کرده و یا سرد می کنند. (ناظم الاطباء) (دِمزن).
کلمات همقافیه با «باردیچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یچ» برای سرودن شعر