معنی باردو
4 بازدید
[ رِ ] (اِ) چوبی را گویند که در زیر درخت میوه دار گذارند تا از سنگینی میوه نکشند. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). چوبی که در زیر درخت میوه دار برپا دارند تا بر آن تکیه کرده و نشکند. (ناظم الاطباء). دِعْمه. (السامی فی الاسامی) (منتهی الارب). رجوع به شعوری ج ۲ ورق ۱۸۸ شود. چوبی که زیر شاخهٔ درخت پربار که از گرانی میوه خم شده است برای نگهداری شاخه میگذارند. || داربست. پاردو. پارود. || پاردو. بادرنگبو. بادرنگبویه باشد. (دِمزن). رجوع به بارانه و بادرنگبویه شود.
کلمات همقافیه با «باردو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر