معنی بارخانه

معنی بارخانه

6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) خانهٔ بار. انبار. جای محصول. تجارتخانه. مغازه ای که در آن مال التجاره نگه میدارند. || کیسه ای که خریداران اشیاء خریده شدهٔ خود را بدان جای دهند. (دِمزن). || سرزمینی که چیزی از آنجا خیزد. - امثال: بار ببارخانه گرانتر است. (امثال و حکم دهخدا). || آنچه از شهری بشهری یا از قریه ای بشهری بر استر و اشتر و جز آن فرستند کسی را از خوردنی و پوشیدنی. || چیزی که در آن پلیدی و نجاست پر کرده از خانه بیرون کشند، فوقی یزدی گوید: من هم از روی طنز فرمودم کاینچنین بارخانهٔ جاوید باد وقف بروت آنکه بمن از ره کینه دشمنی ورزید. چه بار بمعنی نجاست است ازین جهت آبگیری را که آب حمام و مطبخ و مزبله در آن فراهم آرند بارگین گویند، حکیم صادق: حوض کوثر که مشرب الروح است ناودانی ز بارگین من است. || بستهای امتعه که آنرا در هند اتاله گویند، واله هروی گوید: در بارخانهٔ دل ما غیر داغ نیست این کاروان قافله سالار آتش است. سعید اشرف در مزاحمت تمغاچیان بتاجر گوید: همه در بستهای بارخانه بکاوش کرده کار موریانه. || نفائس اقمشهٔ امتعه که ملوک و امرا با هم بتحفگی فرستند و آن در هند به چره خانه شهرت دارد. (آنندراج). و رجوع به شعوری شود.

کلمات هم‌قافیه با «بارخانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید