معنی بارحم
8 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) رحیم دل. رحمان. راحم. غافر. غفور. غفار. (کازیمیرسکی). رجوع به «با» شود.
کلمات همقافیه با «بارحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر