معنی بارجوی
6 بازدید
(نف مرکب) بارجو. جویندهٔ بار. خواهان شرفیابی بحضور شاه یا امیری. رجوع به بارجو شود.
کلمات همقافیه با «بارجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر