معنی باربنگاه
4 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب) باربنه. جائی که در آن بار می ریزند. (ناظم الاطباء). بترکی، یوک یاب. (دِمزن). رجوع به فرهنگ رازی و شعوری ج ۱ ورق ۱۹۱ شود.
کلمات همقافیه با «باربنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر