معنی باربغه
5 بازدید
[ بُ غَ / غِ ] (اِ) بنه و سامان و اسباب سفر. || اسباب خرد و کوچک. (ناظم الاطباء). باین معانی مصحف «باربنه» است. || باملایمت و آهستگی. (ناظم الاطباء). مأخذ معلوم نیست و شاهدی هم در دست نمیباشد.
کلمات همقافیه با «باربغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر