معنی باربری
5 بازدید
[ بَ ] (حامص مرکب) عمل باربر. کار حمال. || حمل و نقل: تعمیم وسایل باربری برای توسعهٔ زراعت نهایت ضرور است. || اداره ای که مباشر امور حمل و نقل است. ادارهٔ حمل و نقل.
کلمات همقافیه با «باربری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر