معنی باربدی
4 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به باربد یا آهنگ منسوب به وی : سرکش بر پشت رود باربدی زد سرود وز می سوری درود سوی بنفشه رسید. کسائی.
کلمات همقافیه با «باربدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر