معنی باربار
5 بازدید
(اِ) متواتر و پی درپی. (آنندراج). مکرراً. || بسیار بار و چندین بار. (ناظم الاطباء). بارهای بسیار. || ناله کنان و فریادکنان. (ناظم الاطباء).(اِخ) نام پیغمبری. (ناظم الاطباء) (دِمزن).
کلمات همقافیه با «باربار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر