معنی بارب
4 بازدید
(اِ) زراعتی را گویند که از آب رودخانه، کاریز، غدیر و آبگیر حاصل شده باشد. (آنندراج).(اِخ) (سنت) از معصومات نصاراست و دختر مشرکی از اهالی ازمید [ بعلبک ] بود، وی بکیش نصرانی درآمد، و با وجود اصرار و ابرام پدرش دست از این آئین نکشید و در نتیجهٔ این سماجت از دست پدر آنقدر کتک خورد تا مرد و در زمرهٔ شهدا درآمد. ذکران وی روز ۴ کانون اول است. نصاری تصویر او را بر برجی نقش کرده حافظ و حامی توپچیانش میدانند. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ : باربه). رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی شود.(اِخ) چشمه ای است مشهور و وسیع در ماوراءالنهر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر