معنی باران ریختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) فرود آمدن باران. نازل شدن باران. استهلال. باران ریختن آسمان : شنیدم که ذوالنون بمدین گریخت بسی برنیامد که باران بریخت. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «باران ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر