معنی بارانگریز
4 بازدید
[ گُ ] (اِ مرکب) چتر. سایه بان: آنچه از چوب و خشت مثل سایبان سازند. بهندی چهجه گویند، از شرح قران السعدین. (غیاث) (آنندراج). عاله. (منتهی الارب). و در المنجد ذیل عاله آمده است: شبه الخیمه یسویها الرجل من الشجر للاستتار من المطر. (المنجد). و صاحب منتهی الارب آرد: و آن خانه از چوب و شاخ درخت کرده است که گاه باران بدان پناه گیرند: عوّل علیه؛... باران گریز ساختن. (منتهی الارب). و مؤلف منتهی الارب ذیل وَلَجه آرد: سمج کوه که رَوَنده در باران و جز آن در آن درآید. سایهٔ کنار دیوار و پشت بام که از باران بزیر آن پناه میبرند. (شعوری ج ۱ ورق ۱۶۵). || ساباط جلو عمارت. (ناظم الاطباء). رجوع به باران گیر شود.
کلمات همقافیه با «بارانگریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر