معنی بارانرسیده
5 بازدید
[ رَ / رِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) باران دیده. آنچه باران آنرا تر کرده باشد. متمطِّر. (منتهی الارب). باران زده. (دِمزن): شه چو باران رسیده ریحانی کرد بر تشنگان گل افشانی.نظامی.
کلمات همقافیه با «بارانرسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر