معنی باراندن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) بارانیدن: و گفت گرسنگی ابریست که جز آن باران حکمت نباراند. (تذکرة الاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «باراندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر