معنی بار
6 بازدید
[ بارر ] (ع ص) مهربان و بسیارخیر. (منتهی الارب). ج، بَرَره. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). نیکوکار. (آنندراج) (مهذب الاسماء) (غیاث). نکوکار. (غیاث). برکننده. || مطیع پدر و مادر. نیک فرمانبرنده از پدر و مادر و مهربان نسبت به آنان و خیرخواه آنان و نگهبان آنان از بدیها. (از اقرب الموارد).[ بارر ] (اِخ) ابراهیم بن فضل. راوی دروغگویی بود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).(اِخ) نام دهی است از ولایت طوس. (برهان). نام شهری در نزدیکی طوس. (ناظم الاطباء).(اِخ) از دهات نیشابور است. (مرآت البلدان ج ۱ ص ۱۵۵). از قرای نیشابور است. (معجم البلدان) (سمعانی). قریه ای است از مضافات نیشابور. (انجمن آرا) (آنندراج) (جهانگیری) (رشیدی) (شعوری ج ۱ ورق ۱۶۰). رجوع به مراصدالاطلاع شود.(اِخ) شهری است مقدم بر توراب و در جانب شرقی شامی است و بنی رازح از خولان قضاعه در آن ساکنند... (از معجم البلدان). || دریاچهٔ زره بار (در دوهزارگزی مغرب قلعهٔ مریوان) بمساحت تقریبی ۲۴ کیلومتر مربع (شش هزار گز در چهارهزار گز). رجوع به زره بار شود.(اِخ) (سوق البار) شهریست به یمن بین صعده و عثر و آن بین خصوف و مینا است. (از معجم البلدان: بار). و رجوع به سوق البار شود.(اِخ) (جزیرهٔ...) جزیره ای بحدود ولایت فارس و سند: ازو [ از جزیرهٔ ارموس ] تا جزیرهٔ بار که حدود ولایت فارس و سند است هفتاد فرسنگ. (نزهة القلوب ج ۳ چ لیدن ۱۳۳۱ هـ . ق. ص ۱۸۶).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش بستک شهرستان لار که در ۳۶هزارگزی جنوب خاور بستک کنار شوسهٔ بستک به لنگه واقع است. دارای ۳۰ تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).(اِخ) (چشمهٔ...) اسم مزرعه ای است از مزارع بزینه رود زنجان، هوایش ییلاقی محصولش دیمی و آبی از رودخانه مشروب میشود. سکنه اش پنجاه خانوار است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۳۱).(اِخ) سامی بیک آورده: نام قصبه ای است در شمال غربی آرناؤدستان نزدیک ساحل دریای آدریاتیک که طبق معاهدهٔ برلن به قره طاغ واگذار شده است. در ۳۷هزارگزی مغرب اشقودره (اسکودرا) در مسافتی قریب به چهار میل در داخل دامنهٔ کوهی واقع گشته و دارای قلعه و بازاری مشتمل بر ۱۴۰ باب دکان و یک راه آب و چند جامع کوچک است. در زمان ادارهٔ عثمانی ۴۰۰۰ تن نفوس داشته که ۲۵۰۰ تن آنها مسلمان بودند و بعد از واگذاری به قره طاغ اکثر آنها به اشقودره هجرت کرده اند. در این قصبه مسلمانان بزبان ترکی و کاتولیک ها بزبان آرناؤدی و ارتودوکسها بزبان اسلاو تکلم میکنند و در قرای همجوار هم بزبان آرنؤدی سخن میگویند. چون در مقابل شهر باری واقع در ایتالیا قرار گرفته آنرا آنتی باری نامیده اند یعنی مقابل باری. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).(اِخ) نام قصبه ای است در روسیه در ایالت پودولیه بر نهر روق. در ۶۸هزارگزی شمال شهر موهیلف واقع است و دارای یک قلعه بر تخته سنگ میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).بدین صورت شکلی از بئآر است در سمعانی. رجوع به بئآر شود.[ بارر ] (اِخ) نام قصبهٔ تجارتگاهی است در آلزاس لورن که در ۱۴هزارگزی شمال شلستاد واقع است و در جوار آب معدنی گرم و جنگل بزرگی قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲).
کلمات همقافیه با «بار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر