معنی باذخ
5 بازدید
[ ذِ ] (ع اِ) کوه سخت بلند. (مهذب الاسماء). کوه بلند. (قطر المحیط). جبال بواذخ. (منتهی الارب). کوههای بلند. || گردن افراز. ج، بُذَّخ، بَواذِخ. (منتهی الارب). رجوع به ناظم الاطباء شود. || شرف بلند، یقال شرف باذخ. (منتهی الارب). مجازاً، شرف شامخ. عزت بلند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «باذخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذخ» برای سرودن شعر