معنی باذبین
5 بازدید
(اِخ) نام مردی که رسول حجاج بود. ثعلب دربارهٔ مردی از بنی کلاب انشاد کرد: نشدتک هل سیرک ان سرجی و سرجک فوق بغل باذبینی. و این گفته نسبت باین مرد است. (از تاج العروس).(اِخ) قریهٔ بزرگی است نظیر شهری در پائین واسط بر ساحل دجله که گروهی از بازرگانان توانگر و جمعی از روات علم بدان منسوبند. (از معجم البلدان). رجوع به باذین و باذن و باذنه و الاوراق ص ۱۹۶ و تجارب الامم ص ۵۴۲ و الوزراء و الکتاب ص ۲۷ شود. در تاج العروس باذبینی آمده است.
کلمات همقافیه با «باذبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر