معنی باذآورد
4 بازدید
[ وَ ] (اِ)یک قسم بتهٔ خاردار سفید که بادآورد نیز گویند. (ناظم الاطباء). اسپیدخار. فارسی نبطی است بمعنی خار سپید و بیونانی آنرا فراسیون یا افتنالوفی خوانند و نوعی از آنرا که شبیه به اشترغار است مردم مصر لحاح خوانند. رجوع به تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۶۸ و بادآورد شود.[ وَ ] (اِخ) (گنج...) همان بادآورد باشد. رجوع به بادآورد و گنج بادآورد و فارسنامهٔ ابن البلخی چ لیدن ص ۱۰۴ شود.(اِخ) بادآورد. نام شهری نزدیک واسط. رجوع به بادآورد و تجارب الامم ج ۲ ص ۴۶۸ و ابن اثیر ج ۷ ص ۱۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «باذآورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر