معنی باد گردیدن
6 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) باطل، هباء، هدر، باد شدن. هیچ شدن. رجوع به باد و باد گشتن شود.
کلمات همقافیه با «باد گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر