معنی باد کندن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) تیز دادن، اعم از باآواز و بی آواز. اخراج ریح. بیرون کردن باد از زیر. رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۵۶ شود.
کلمات همقافیه با «باد کندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر