معنی باد فتق
6 بازدید
[ دِ فَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مرضی است که خایه بزرگ شود. (غیاث) (آنندراج): بباد فتق براهیم و غلمهٔ عثمان بدبهٔ علی موش گیر وقت دباب.خاقانی. رجوع به بادگن و بادگند شود.
کلمات همقافیه با «باد فتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر