معنی باد صرصر
6 بازدید
[ دِ صَ صَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صرصر. عاصف. عاصفه. باد تند. باد سخت. باد شدید. تندباد: هر دم بزند بعادیان بر از مضرب حق باد صرصر.ناصرخسرو. || اسب : شه چو چوگان زند سلیمان وار زین بران باد صرصر اندازد.خاقانی. رجوع به باد شود.
کلمات همقافیه با «باد صرصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر