معنی باد شرطه
7 بازدید
[ دِ شُ طَ / طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) باد شُرط. باد موافق : با طبع مخالف چه کند دل که بسازد شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی.سعدی. کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را.حافظ. || باد شمال شرقی. (دِمزن). رجوع به فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۹۰ ص آ، و باد شرط شود.
کلمات همقافیه با «باد شرطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر