معنی باد شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از ناپدید گشتن باشد. (آنندراج) (مجموعهٔ مترادفات ص ۳۵۵). هبا شدن. محو شدن. از میان رفتن. هدر شدن : کنون باد شد آنهمه پیش اوی بپیچید جان بداندیش اوی.فردوسی. ترا دل بآن خواسته شاد شد همه جنگ در پیش تو باد شد.فردوسی. کف دست بر پشت وی برنهاد شد آن خشم شمعون بیک باره باد. شمسی (یوسف و زلیخا). || پریدن. (آنندراج) (دمزن). رجوع به باد شود.
کلمات همقافیه با «باد شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر