معنی باد در دماغ نشستن
6 بازدید
[ دَرْ دِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) رجوع به باد در مغز نشستن شود: منت ایزد را که شه بر تخت سلطانی نشست در دماغ مملکت باد سلیمانی نشست. امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «باد در دماغ نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر