معنی بادیهپیمای
5 بازدید
[ یَ / یِ پَ / پِ ] (نف مرکب) آنکه بادیه پیماید. روندهٔ در بادیه. صاحب آنندراج آرد: از عالم دوزخ آشام است. نورالدین ظهوری گوید: جرس محمل مقصود چنین نغمه سرا به ثنای قدم بادیه پیمای من است. (از آنندراج). صیدگری بود عجب تیزبین بادیه پیمای و مراحل گزین.نظامی. || اسب تندرو. (ناظم الاطباء). اسب تیزرفتار. || مسافر. (ناظم الاطباء). مردم سیاح و بیابانگرد.
کلمات همقافیه با «بادیهپیمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر