معنی بادیس
5 بازدید
(اِ) لهجه ای از پاتیس که نوعی پارچه است.(اِخ) ابن حبوس بن ماکسن بن زیری بن مناد صنهاجی. یکی از ابناء طوایف ملوکی است که در اندلس ظهور کرد، و پس از وفات پدرش حیوس در سال ۴۲۹ هـ . ق. حاکم غرناطه شد و عامری حاکم مریه را در بیرون غرناطه بقتل رسانید، و غرناطه را بوسیلهٔ قلاع و استحکامات چندی تشیید و با انبارهای عالی بسیار تزیین کرد، در موقع انقراض بنی حمود مالقه را نیز تحت تصرف خود درآورد و کشور پهناوری تشکیل داد و در سال ۴۶۷ درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی ج ۲). و رجوع به الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۳۷ (مظفر الصنهاجی) و حلل السندسیه ج ۱ ص ۱۹۰ شود.(اِخ) ابومنادبن منصوربن بلکین بن زیری بن مناد حمیری صنهاجی (۳۷۴ -۴۰۶ هـ . ق.). یکی از امرای آل زیری است که در افریقیه یعنی تونس و جزائر و در قسمتی از طرابلس غرب، تحت تابعیت ملوک فاطمی فرمان فرمائی میکردند، در سال ۲۸۶ هـ . ق. بادیس پس از درگذشت پدر بمقام اقتدار نشست و در زمان حاکم بامراللََّه فاطمی ۲۰ سال فرمانفرمائی نمود، با عم خود و با قوم زناته محاربات چندی کرد، در این وقت طرابلس غرب از اطاعت وی سر باززده بود از اینرو برای سرکوبی آنان روان شد و در همین اوقات وفات یافت و پسرش معز جانشین وی گردید. (قاموس الاعلام ترکی ج ۲). رجوع به الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۳۷ و ترجمهٔ مقدمهٔ ابن خلدون چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ۱۳۳۶ هـ . ش. ص ۵۸۳ و معجم الانساب ج ۴ ص ۴۶۴ شود.(اِخ) نام شهری از اقلیم سوم در افریقیه. رجوع به بادس و الحلل السندسیة ج ۱ صص ۶۳ -۶۹ و مقدمهٔ ابن خلدون ص ۱۱۳، ۱۲۴ و ۳۱۶ شود.
کلمات همقافیه با «بادیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر