معنی بادید کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) آشکار کردن. نمودار کردن. ظاهر ساختن.
کلمات همقافیه با «بادید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر