معنی بادیان
4 بازدید
(اِ) بادیانه. تخمی است دوائی، بعربی آنرا شَمار و رازیانج گویند. گرم و خشک است در دوم. (آنندراج). تخم نباتی است بلندتر از زرعی، ساقش مربع و برگش باریک و خوشبو و گلش مایل بسپیدی و آن را انیسون گویند. مصلح ضرر چائی ختائی است که استعمال و شرب آن متداول شده. (انجمن آرا). گیاه معطری از طایفهٔ چتریان که رازیانه نیز گویند. (ناظم الاطباء). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۸۰ شود. رازیانج. (محمودبن عمر ربنجنی) (بحر الجواهر). بادتخم. وادیان. (شعوری از اختیارات). رازیانه. (محمودبن عمر ربنجنی) (بحر الجواهر). چارتخم : نیست مرا وقت ضعیفی هنوز بشکندش این شکر و بادیان.ناصرخسرو. [ تر آن ] گرم است بدرجهٔ دوم و خشک بدرجهٔ اول و خشک [ آن ] گرم و تر باشد سده را بگشاید و ادرار کند و رطوبتها را بگدازد و بادها را بشکند و آب او اندر چشم کشند چشم را روشن کند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).(اِخ) رشته کوهی است در مغرب خونسار که از جنوب شرقی بکوههای دالان و حوازدان و سفیدکوه و قمشه متصل گردیده و پس از آن در همان امتداد کوه دمبالار و کوههای بوانات کشیده شده قلهٔ مرتفع آن در جنوب آباده موسوم به بل ۴۳۲۰ گز است.(اِ) از تیرهٔ ماگنولیاسه . منبتش چین، هند، فیلیپین، ژاپن و آمریکای شمالیست. قسمت قابل مصرف، میوه و مادهٔ مؤثره، اسانس. رجوع به کارآموزی داروسازی ص ۲۰۰ شود. اسم تازی رازیانج است و بفارسی رازیانه گویند. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «بادیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر