معنی بادگان
4 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) حافظ و حفظکننده. (برهان) (انجمن آرا). حافظ و نگاهدار. (ناظم الاطباء). حافظ خانه. (آنندراج). || خازن و خزانه دار. (برهان). خازن و خزینه دار. (ناظم الاطباء). پاسبان گنجینه. گنجور. خزانه. (آنندراج از برهان. در برهان خزانه نیامده است). || (اِ مرکب) پیش و پس گریبان جامه را نیز گویند. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بادگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر