معنی بادکنک
5 بازدید
[ کُ نَ ] (اِ مرکب) مثانهٔ گوسفند و گاو و مانند آن که بمالند تا نازک شود و باد در آن دمند و سر آن محکم کنند بازیچهٔ کودکان را. || شاشدان. رجوع به بادخایه شود.
کلمات همقافیه با «بادکنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر