معنی بادکلاه
4 بازدید
[ کُ یا دِ کُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) غرور، مثل باد بروت و باد گیسو: گرچه آتش سرم و بادکلاه نه پی تاجوری خواهم داشت.خاقانی. من که آتش سرم و بادکلاه خاک درگاه توام آبخور است.خاقانی. رجوع به بادکلاهی شود.
کلمات همقافیه با «بادکلاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر