معنی بادپا

معنی بادپا

6 بازدید
(ص مرکب) کنایه از سریع السیر و تیزتک و تندرو باشد و اکثر صفت اسب واقع شود. (برهان). سخت تیزرفتار. سخت سریع السیر. (شرفنامهٔ منیری) (غیاث) (انجمن آرا): بدینگونه تا برگزید اشقری یکی بادپادئی گشاده بری.فردوسی. الا کجاست جَمْلِ بادپای من بسان ساقهای عرش پای او.منوچهری. روزی صیادان پیلی وحشی گرفتند از این سبک گامی، گران انجامی، بادپایی. (سندبادنامه ص ۵۶). اشقری بادپای بودش چست بتک آسوده و بگام درست.نظامی. اگر بادپایست خنگ ملک کمیت مرا نیز پالنگ نیست. سلطان آتسزبن قطب الدین محمد. سمند بادپا از تک فروماند شتربان همچنان آهسته میراند. سعدی (گلستان). || (اِ) اسب تندرونده. (انجمن آرا). رجوع به ناظم الاطباء شود: فرودآمد از دژ بکردار شیر کمر بر میان بادپائی بزیر.فردوسی. بفرمود تا برنهادند زین بر آن بادپایان باآفرین.فردوسی. سم بادپایان پولادنعل بخون دلیران زمین کرده لعل.نظامی. بجز صرصر بادپایان شاه کس این گرد را برندارد ز راه.نظامی. ... هم در آن هفته یکی را دیدم از ایشان بر بادپائی روان و غلامی در پی دوان. (گلستان). گر آن بادپایان برفتند نیز تو بی دست و پا از نشستن بخیز. سعدی (بوستان). شنیدم در ایام حاتم که بود بخیل اندرش بادپائی چو دود. سعدی (بوستان). و رجوع به بادبا شود.

کلمات هم‌قافیه با «بادپا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید