معنی بادلج
4 بازدید
[ لَ ] (اِ) بادلیج باشد. رجوع به بادلیج شود: از صدای های و هوی دلیران عرصهٔ میدان از غرش توپ و بادلج پرآشوب گردید. (مجمل التواریخ گلستانه).
کلمات همقافیه با «بادلج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر