معنی بادغند
8 بازدید
[ غَ ] (اِ مرکب) بادگیر. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۵۵ برگ ب). خانهٔ تابستانی. (ایضاً). رجوع بلغات بادرس، بادغد، بادغر، بادغرا، بادغرد، بادغس، بادغن، بادگیر در جای خود شود.
کلمات همقافیه با «بادغند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر