معنی بادشکن
6 بازدید
[ شِ کَ ] (نف مرکب) دارو که نفخ معده بنشاند، که آروغ آرد و باد معده بیرون کند. بادکش. محلل ریاح. کاسرالریاح. طاردالریاح. تمام دانه های چتریان بواسطهٔ اسانس های خود بعنوان بادشکن بکار میروند. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۳۴): زیرهٔ سبز بادشکن است. || حائل، حاجز برای باد: کوهها بادشکن باشند.
کلمات همقافیه با «بادشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر