معنی باددرمشت
5 بازدید
[ دَرْ مُ ] (ص مرکب) کنایه از بی ماحصل و تهی دست و مفلس باشد. (برهان) (غیاث) (مجموعهٔ مترادفات ص ۷۴). تهی دست و مفلس و گدا. (ناظم الاطباء: باددرکف). رجوع به باددرکف شود.
کلمات همقافیه با «باددرمشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر