معنی بادخنده
5 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) خندهٔ تلخ. زهرخند. خندهٔ بدرد: یکی بادخنده بخندید شاه نیابم همی اندر آن هیچ راه.دقیقی.
کلمات همقافیه با «بادخنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر