معنی بادام سیه
4 بازدید
[ مِ یَ هْ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مخفف بادام سیاه. بادامهائی که بر تابوت مرده اندازند. (غیاث). رجوع به بادام سیاه شود. || کنایه از چشم محبوب باشد. (غیاث). رجوع به بادام سیاه شود.[ مِ یَ هْ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مخفف بادام سیاه. بادامهائی که بر تابوت مرده اندازند. (غیاث). رجوع به بادام سیاه شود. || کنایه از چشم محبوب باشد. (غیاث). رجوع به بادام سیاه شود.
کلمات همقافیه با «بادام سیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر