معنی بادامک
6 بازدید
[ مَ ] (اِ مصغر) مصغر بادام. بادام کوچک. || قسمی از بید (صفصاف) است که آنرا باندلس بی بُن یا ونبر یا ینبر خوانند و از آن زنبیل و طبق بافند. (ابن البیطار). نوعی از خِلاف. || قسمی سبزی صحرائی بهارهٔ خوردنی که در آشها کنند. || بیماریی در ستور.[ مَ ] (اِ مصغر) نام نوعی درخت بادام که در اطراف کرج میروید. (درختان جنگلی ساعی ج ۱ ص ۲۲۷). بارشین. جرگه. || گونه ای از بادام وحشی که در کوههای اطراف کرج در ارتفاعات ۱۴۰۰ گزی روید. (درختان جنگلی ایران ثابتی ص ۳۶). درختچه ای است در دامنه های اطراف جادهٔ طهران به کرج در «وردآورد» و «دره وردی» روید. (درختان جنگلی ایران ثابتی ص ۳۶). رجوع به بادام و بادامچه شود. (جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۲۷). || لوزه. (واژه های نو فرهنگستان).[ مَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان غار بخش ری شهرستان طهران در ۳۶هزارگزی شمال باختری مرکز بخش و ۵هزارگزی جنوب راه قزوین. آب و هوایش معتدل است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات و رود کرج و محصولش غلات، صیفی، باغات و چغندرقند و شغل مردمش زراعت و گاوداری میباشد. دبستان دارد و از راه شوسهٔ قزوین ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱). نام قریه ای نزدیک طهران براه قزوین. در این قریه برای آخرین بار سپاهیان محمدعلی شاه از آزادیخواهان شکست یافتند و سردار محی و میرزاکریمخان درین قسمت سرداری سپاه آزادیخواهان داشتند.[ مَ ] (اِخ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان طهران در ۱۰هزارگزی باختر مرکز بخش، سر راه علیشاه عوض بطهران. هوایش معتدل میباشد و ۱۲۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصولش غلات، باغات، حبوبات، چغندرقند میباشد و شغل مردمش زراعت است. راهش ماشین رو است و پل آجری از آثار قدیم دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ مَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان افشاریهٔ بخش آوج شهرستان قزوین در ۴۵هزارگزی شمال خاوری مرکز بخش و ۵هزارگزی راه عمومی. هوایش معتدل و ۵ تن سکنه دارد. آبش از چشمه سار و محصولش غلات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ مَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کزاز سفلی بخش سربند شهرستان اراک در ۴۱هزارگزی شمال باختر آستانه. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر دارای ۳۶۳ تن سکنه. آبش از چشمه سار و محصولش غلات، لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی اهالی قالیچه بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان که در ۱۵هزارگزی جنوب خاوری شهر تویسرکان و ۳هزارگزی شمال راه شوسهٔ تویسرکان بملایر قرار دارد. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر دارای ۲۵۲ تن سکنه. آبش از قنات و محصولش غلات، انگور، صیفی، مختصری میوه و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند در ۵۰هزارگزی جنوب باختر قاین، در دامنه واقعست. هوایش معتدل و دارای ۵۱ تن سکنه میباشد. آبش از قنات و محصولش غلات، زعفران، و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بادامک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر