معنی بادام‌شیرین

معنی بادام‌شیرین

7 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد در ۳هزارگزی شمال الشتر و ۳هزارگزی شمال راه شوسهٔ خرم آباد به الشتر. در دامنه واقع است. هوایش سرد با ۱۵۰ تن سکنه. آبش از سراب و محصولش غلات، حبوبات و شغل مردمش زراعت، گله داری و راهش مالرو است. ساکنین از طایفهٔ حسنوند میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در ۳۰هزارگزی شمال باختری نورآباد و ۱۵هزارگزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به هرسین کرمانشاه واقع است. منطقه ای تپه ماهوریست. آب و هوایش سرد و دارای ۶۰ تن سکنه میباشد. آبش از رودخانهٔ دیزه و محصولش غلات و لبنیات است. شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. ساکنین آن از طایفهٔ تیوندند که در ساختمان و چادر زندگی میکنند و برای تعلیف احشام به الوار گرمسیری ییلاق و قشلاق مینمایند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) ده کوچکی است از دهستان گور بخش ساردوئیهٔ شهرستان جیرفت. در ۶۰هزارگزی جنوب خاوری ساردوئیه و ۵هزارگزی جنوب راه مالرو ساردوئیه -دارزین واقعست و دارای ۲۷ تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «بادام‌شیرین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید