معنی بادافرهی
5 بازدید
[ اَ رَ ] (حامص مرکب) جریمه کردن. جزا دادن : یکی ترک بد نام او گرگسار گذشته بر او بر بسی روزگار... شب و روز کارش بدی سوختن همان نام بادافرهی توختن.دقیقی. رجوع به بادافره و بادافراهی شود.
کلمات همقافیه با «بادافرهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر