معنی بادآور

معنی بادآور

8 بازدید
[ وَ ] (ن مف مرکب) مخفف و مرخم بادآورد.کنایه از چیزی باشد که مفت و بی تعب بدست آید. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). رجوع به بادآورد شود. مالی که بدست آید. آنچه را باد با خود آورد. (شعوری) (فرهنگ لغات شاهنامه). رجوع به بادآورد شود. || قلم. این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است. (شرفنامهٔ منیری). || سخن. این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است. (شرفنامهٔ منیری). || چون باد: اسب بادآورد: یکی ترجمان را ز لشکر بخواند به گل گون بادآورش برنشاند.فردوسی. || شوکةالبیضاء. رجوع به بادآورد شود.
[ وَ ] (اِخ) مخفف و مرخم بادآورد، گنج خسروپرویز: دگر گنج کش نام بادآور است فراوان درو زیور و گوهر است. فردوسی (از آنندراج). دگر گنج بادآورش خواندند شمارش بکردند و درماندند. فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «بادآور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید