معنی باخته
5 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف) اسم مفعول از باختن است : هزار کوفتهٔ دهر گشت ازو بمراد هزار باختهٔ چرخ گشت ازو بمرام.فرخی. - امثال: حریف باخته با خود همیشه در جنگ است. - باخته دل؛ کسی که دل از دست داده. - باخته رنگ؛ کسی یا چیزی که لون اصلی خود را از دست داده. رنگ پریده. - درباخته؛ ازدست داده. باخته : گویند رفیقانم در عشق چه سر داری گویم که سری دارم درباخته در پائی. سعدی (طیبات). و رجوع به درباخته شود.
کلمات همقافیه با «باخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر