معنی باخبر

معنی باخبر

5 بازدید
[ خَ بَ ] (ص مرکب) آگاه. مطلع. واقف. مستحضر. خبردار. (آنندراج). ملتفت. هوشیار. (ناظم الاطباء): نجات آخرت را چاره گر باش درین منزل ز رفتن باخبر باش.نظامی. جمله گفتند ای حکیم با خبر الحذر دع لیس یُغنی عن قدر.مولوی. اولیا اطفال حقند ای پسر در حضور و غیب ایشان باخبر.مولوی. چون تعلق یافت نان با بوالبشر نان مرده زنده گشت و با خبر.مولوی. دمی سوزناک از دل باخبر قویتر که هفتاد تیر و تبر.(بوستان). گفتم تعالی اللََّه از دوران باخبر در حضور و نزدیکان بی بصر دور. (گلستان). گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است. سعدی (طیبات). درد نهانی بکه گویم که نیست باخبر از درد من الا خبیر.سعدی (طیبات). نخواستم که هیچکس از متعلقان از حال من باخبر شود. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی مؤلف ص ۳۰). از اخبار و احوال ملوک و ملک واقف و باخبر. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹۶). - باخبر ساختن برق؛ سر دادن تفنگ، و این را سلام تفنگ نیز گویند. سلیم گوید: برق آه از حال ما سازد بتان را باخبر نامهٔ آشفتگان هم چون نگهبان آتش است. (آنندراج). - باخبر شدن؛ آگاه شدن. مطلع شدن. - باخبر کردن؛ باخبر ساختن. مطلع کردن.

کلمات هم‌قافیه با «باخبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید