معنی باحورا
6 بازدید
(اِ) لفظی است یونانی بمعنی روزگارآزموده و ایام آن هفت روز است و بعضی گویند هشت روز ابتدای آن از نوزدهم تموز باشد و در آن ایام آغاز شکستن گرما بود، و بعضی گویند معنی این لفظ شدت و زیادتی گرما باشد و بعضی گویند این لفظ مأخوذ است از بحران بمعنی حکم یعنی از این روزها حکم کنند بر احوال ماههای خزان و زمستان و روز اول آن دلیل تشرین اول و روز دوم آن دلیل تشرین آخر تا بآخر هرچه در آن روزها واقع شود از گرما و سرما و باران و میغ در آن ماهها نیز چنان بود، و جمعی گویند روز اول آن دلیل ماهی است که آفتاب در برج اسد باشد و روز دوم در سنبله و همچنین تا بحوت که هشتم است بحکم مذکور از باد و باران و امثال آن. (برهان). و رجوع به باحور شود: از دم پاکان که بنشاندی چراغ آسمان ناف باحورا بحاجر ماه آبان دیده اند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۹۸). گرمگاهی که چو دوزخ بدمد باد سموم تف باحورا چون نکهت حورا بینند.خاقانی. فصل باحورا آهنگ بشام وصل باحوران بهتر به خمند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۷۸۵). هوای روضه باحورا شود از نالهٔ گرمم گَرَم در روضه بنشانند یک دم بی تو با حورا. ؟ (از آنندراج) (انجمن آرا). || بمعنی شدت حرارت در تموز است. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «باحورا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر