معنی باحفصان
6 بازدید
[ حَ ] (اِ مرکب) بوحفصان. کنایه از معلم صبیان، چه حفص ماکیانی را گویند که بچگان را در زیر بال خود آورده دانه بخوراند. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کنایه از سخن طفلانه و مبتدیانه کردن. (آنندراج). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «باحفصان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر